دانلود مقاله

دانلود مقاله

مقاله


در پاييز سال ????، تظاهرات اعتراض آميز مردم نسبت به دولت آلمان شرقي شدت گرفت تا اين که در هجدهم اکتبر همان سال اريک هونکر، رهبر آلمان شرقي از سمت خود کناره گيري کرد و چند روز بعد ايگون کرنس جانشين او شد.
در پاييز سال ????، تظاهرات اعتراض آميز مردم نسبت به دولت آلمان شرقي شدت گرفت تا اين که در هجدهم اکتبر همان سال اريک هونکر، رهبر آلمان شرقي از سمت خود کناره گيري کرد و چند روز بعد ايگون کرنس جانشين او شد. دولت جديد تصميم گرفت به ساکنان برلين شرقي اجازه دهد تا براي سفر به برلين غربي تقاضاي ويزا کنند. با اعلام اين مطلب از سوي دولت ده ها هزار نفر از ساکنان برلين شرقي خود را به محل هاي مشخص شده رساندند تا از مرز عبور کنند و به برلين غربي بروند. هجوم اين جمعيت به کنار مرز ماموران و نگهبانان را دچار مشکل کرد. چرا که آن ها براي مقابله با چنين جمعيتي آمادگي نداشتند. لحظه به لحظه بر انبوه جمعيت اضافه مي شد. سرانجام ماموران مرز را گشودند و مردم توانستند از آن عبور کنند. در آن طرف مرز، اهالي برلين غربي براي استقبال از همشهريان سابقشان جمع شده بودند. به اين ترتيب نهم نوامبر ???? به روز فروپاشي ديوار برلين تبديل شد. اين ديوار ظرف روزها و هفته هاي بعد و توسط کساني که از ديگر نقاط آلمان شرقي خود را به برلين رسانده بودند به تدريج خراب شد. فروريختن ديوار برلين، اولين قدم در راه اتحاد مجدد دو آلمان بود که سرانجام در سوم اکتبر ???? صورت گرفت.


کليت پاراگراف بالا که از ويکي پديا نقل شده درست است، اما داستان دقيق تر آن شب تاريخي را مي توانيد در زير بخوانيد:


داستان اول: مأموري که با سرپيچي از دستور مافوق هاي خود به مردم آلمان شرقي اجازه عبور از مرز را داد


همان طور که گفتيم روز نهم نوامبر، روزي تاريخي بود. اما شايد اگر در اين زمان يک مأمور گمنام به نام هرالد جيجر، انعطاف پذيري لازم را نداشت و سرسختانه از دستورهاي مافوق هاي خود تبعيت مي کرد، سقوط ديوار برلين مدتي به تأخير مي افتاد.


اين مأمور حالا ?? ساله است، او ربع قرن پيش را به خاطر مي آورد و فروتنانه مي گويد که اين مردم بودند که راه عبور از ديوار را گشودند و نه او.


او در سال ????، در ايست بازرسي در خيابان بورنهلمر، مأمور کنترل گذرنامه ها بود.

 

در ? نوامبر همان سال در يک کنفرانس مطبوعاتي براي اعلام قوانيني درباره مقررات سفر، گونتر شابوفسکي سخنگوي دولت آلمان شرقي در پاسخ به يک روزنامه نگار ايتاليايي گفت: «اين قوانين اجازه مي دهد که هر شهروند آلمان شرقي، کشور را ترک و از گذرگاههاي مرزي عبور کند.»


در آن کنفرانس مطبوعاتي همين که شابوفسکي گفت: «ديوار باز شده»، روزنامه نگاران شروع به ترک کردن سالن و رفتن به سمت ديوار کردند. ويچسلاو موستووي، خبرنگار پيشين اتحاد جماهير شوروي در برلين که در اين کنفرانس مطبوعات حاضر بود مي گويد: «اين اتفاق در پايان کنفرانس مطبوعاتي اتفاق افتاد. شابوفسکي در ابتدا از چيزهاي معمولي حرف زد و نزديک پايان کنفرانس گفت که امروز ما تصميم گرفته ايم مرزها را باز کنيم. کل سالن ساکت شد. پشت سر ما يک نفر ناگهان از جايش بلند شد و با دويدن سالن را ترک کرد. براي همه ما که اصول سياست آلمان را مي شناختيم، اين موضوع کاملا غيرمنتظره بود.»


جيجر در آن زمان، در کافه ترياي محل کار از يک تلويزيون، اين مصاحبه را ديد. او به دفتر کارش رفت تا ببيند که چه کار بايد بکند و آيا دستور جديد ابلاغ شده يا نه.


?? سالي بود که مردم قسمت شرقي برلين در تمناي رفتن به قسمت غربي بودند و کنفرانس خبري هم چيز مبهي نداشت و شابوفسکي به روشني خبر از باز شدن مرز داده بود.


اما در واقع مصاحبه شابوفسکي يک اشتباه مطلق از سوي او بود، چرا که تا ساعت ? عصر روز بعد، اين خبر اصلا نبايد اعلام مي شد!


جيجر بايد چه مي کرد، سال ها به او آموخته بودند که ديوار برلين، به مانند خاکريزي در مقابل فاشيسم است.


در خيابان، ابتدا ?? تا ?? نفر متعاقب مصاحبه شابوفسکي جمع شدند، تعداد آنها اما سريع افزايش يافت و به ?? هزار نفر رسيد، همه فرياد مي زدند، دروازه ها را باز کنيد!


جيجر به کلنل زايجنهورن زنگ زد. اما او به وي گفت، چطور به خود اجازه داده است براي چنين چيزي بي معني مزاحم اش بشود!


تا آن زمان ??? نفر در طول سال هاي برپايي ديوار، در جريان تلاش براي گذر از ديوار، توسط مأمورها کشته شده بودند، البته اين عده شامل مأموران و رهگذرهاي بي گناه در جريان نقشه هاي فرار هم مي شد.


جيجر در اقدامي کليدي تصميم گرفت که مقاومتي در مقابل مردم نکند و تنها به نگهبان ها اجازه داد که در صورت تهديد جاني، شليک کنند.


مردم دسته دسته عبور مي کردند، اما ساعت يازده و نيم شب دستور داده شد که جلوي خروج مردم گرفته شود. اما جيجر به مأمورهايش دستور داد که موانع را بردارند تا همه بتوانند عبور کنند.


در آن شب حدود ?? هزار نفر از پست بازرسي آقاي جيجر عبور کردند. حتي بعضي از شهروندان برلين غربي هم به خاطر کنجکاوي وارد قسمت شرقي شدند. تعدادي از زوج هايي که تصادفا، همان شب مراسم ازدواج داشتند، مراسم خود را به قسمت غربي منتقل کردند.


جيجر و مأمورهايش البته پست هاي خود را ترک نکردند و تا آخر سر کار باقي ماندند.


سرانجام بعد از مدتي خود جيجر که خوشبختانه تنبيه هم نشده بود، به قسمت غربي رفت. در جهبه غرب هم البته همه چيز ايده آل نبود، و براي مثال او مهاجران ترک را مي ديد که مانند قسمت شرقي، زندگي فقيرانه اي داشتند.


اجناس در قسمت غربي کيفيت به مراتب بهتري داشتند و به وفور يافت مي شدند. يکي از چيزهايي که در قسمت غربي بود و در قسمت شرقي در ماه هاي سرد سال يافت نمي شد، موز بود!


دولت آلمان غربي در آن زمان به هر شهروند قسمت شرقي، مبلغي حدود ??? مارک، معادل ?? دلار داد. جيجر با اين پول يک پمپ باد خريد و باقي پول را به همسر و دخترش داد.


سرانجام در سال ???? آلمان شرقي و غربي، متحد شدند. اين اتحاد باعث شد که در ?? سالگي، جيجر شغل اش را از دست بدهد و از آن زمان تعدادي از کارها مثل روزنامه فروشي را امتحان کرد.


سرانجام او در شهر کوچکي در خارج برلين بازنشست شد و حالا اوقاتش اش را با همسرش، با مسافرت به کشورهاي مختلف مي گذارند.

 

او به زودي با قهرمان اش ميخائيل گورباچف در يکي ااز هتل هاي برلين ديدار مي کند، گورباچفي که البته خيلي ها او را بزرگ ترين خائن به آرمان هاي سوسياليستي مي دانند و هنوز او را نبخشيده اند!


عشقي مستحکم تر از ديوار برلين


داستان دوم به مراتب رمانتيک تر است:


نزديک به ? دهه، ديوار برلين شهروندان دو قسمت شرقي و غربي را از هم جدا نگه داشته بود و در ميان اين عده بي شمار، زوج هاي دلداده اي هم وجود داشتند.


يکي از اين زوج ها دو نوجوان به مانند رجينا و اخهارد آلبرت بودند. اخهارد در آن زمان دانشجوي حقوق بود و در قسمت غربي مي زيست و رجينا در قسمت تحت کنترل کمونيست ها.


اين زوج، ?? سالي مي شود که با هم هستند و به مناسبت بيست و پنجمين سال سقوط ديوار برلين داستان عشق شان را روايت کرده اند.


در طول سال هايي که ديوار پابرجا بود، يعني بين سال ???? تا ????، حدود پنج هزار نفر تلاش کرده بوده بودند که از ديوار عبور کنند که از بين آنها همان طور که پيش تر گفتم، ??? نفر کشته شدند.


اين زوج در سال ???? با هم آشنا شده بودند. آشنايي آنها در مراسم بزرگداشتي بود که در يکي از مدارس قسمت شرقي براي پدرهاي آنها، برپا شده بود و اخهارد البته با اجازه مسئولان، اجازه حضور يافته بود.


بعد از اينکه اخهارد به برلين غربي بازگشت، شروع به نامه نگاري با رجينا کرد. تا اينکه اشتازي سرويس پليس مخفي آلمان شرقي متوجه نامه ها شد. رجينا دستگير شد. رجينا که حالا ?? ساله است، بازجويي هايش را به ياد مي آورد، از او پرسيده شده بود که آيا دوست دارد به قسمت غربي برود. اگر رجينا راست اش را مي گفت و پاسخ مثبت مي داد، بي درگ به زندان فرستاده مي شد، چون تمايل براي چنين کاري جرم بود.

 

سؤال بعدي اين بود که آيا رجينا، اخهارد را دوست دارد. رجينا پاسخ داده بود که به عنوان يک دختر ?? ساله، شناخت چنداني از عشق ندارد!


اشتاري او را مجبور کرد که قول بدهد، رابطه اش را به اخهارد به هم بزند و شش ماهي او را تحت نظر گرفت. در اين مدت رجينا با زيرکي، تظاهر به ديدار با مردها ديگر کرد تا مأمورهاي اشتازي را فريب بدهد، اما همچنان به اخهارد نامه مي نوشت.


سرانجام اين زوج در کشور مجارستان با هم ديدار کردند. در آن زمان مجارستان تحت کنترل شوروي بود و به شهروندان آلمان شرقي، گاه اجازه مسافرت به اين کشور داده مي شد.


آنها توافق کردند که به تحصيل دانشگاهي خود ادامه بدهند. در اوايل سال ????، اخهارد به مردي پول داد تا رجينا را از طريقي تونلي در زير ديوار برلين، عبور بدهد، اما متأسفانه اين تونل توسط مأمورها کشف شد.


در اواخر همان سال، رجينا به روماني رفت تا يک قاچاقچي انسان ديگر، او را يه يوگوسلاوي و از آنجا به اتريش ببرد. او مجبور بود، داخل يک تانکر سوخت برود، داخل اين تانکر با مهارت، فضاي بسيار کوچک و تنگي براي او تعبيه شده بود. در حالي که بوي گازوئيل آزارش مي داد و مأمورها در مرز از تانکر بازرسي به عمل آورده بودند، او سرانجام موفق به عبور از مرز شد.


روزهاي زيادي گذشت تا اينکه اخهارد، خبر پيدا کرد که رجينا به اتريش رسيده. سرانجام آنها در سالزبورگ ارتيش با هم ديدار کردند.

 

سرانجام رجينا با پروازي به فرودگاهي در برلين رسيد، فرودگاهي که چند ده متر، آن سوتر آن، ديواري قرار داشت که او را سال ها از محبوب اش دور کرده بود و او را مجبور کرده بود با مسافرت خطرناک سه هزار کيلومتري، آن را دور بزند!

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:54  توسط   | 

مقاله

 

نامه راهي است که به دليل خواندن آن در خلوت، انسان را بيشتر تحت تأثير قرار ميدهد و شخص را دچار يک دگرگوني عظيم مي کند. شايد اين مطلب دريچه اي باشد براي ايجاد يک تحول و دگرگوني در يک شحص يا يک دولتمرد. شايد هم اين مطلب آغازي باشد براي رونق گرفتن نامه هايي از قبيل تحولات.
نامه اي به اوبا

گاهي وقت ها با يک حرف زدن ساده شايد بتوان دنيايي را دگرگون کرد. حال اين دنيا يک دنياي دروني شخصي باشد يا دنياي بيروني يک جامعه باشد. يکي از بهترين راه ها براي ايجاد اين دگرگوني ها، نامه مي باشد. شايد نامه هايي از قبيل و انتشار آن ها در جا معه مجازي بتواند گره گشاي برخي مشکلات شخصي و حتي مشکلات دنياي جوامع ما بشود.


رياست محترم جمهوري آمريکا

جناب آقاي اوباما

دنيا محتاج کساني است که ديگران را بفهمند و درک کنند.

دنيا محتاج کساني است که باري از دوش مردم بردارند.

دنيا محتاج آدم هايي است که از بدي، ظلم و فساد جلوگيري کنند.

جناب آقاي اوباما

براي اين که مردم را با تمام وجودتان درک کنيد، از شما خواهشمندم که وارد اتاقي شويد که کاملا در سکوت باشد.

حالا آرام روي صندلي بنشينيد و تصور کنيد :

تصور کنيد موشکي به خانه شما اثابت مي کند.

تصور کنيد کودکتان را غرق خون و بي جان در آغوش داريد.

تصور کنيد فرزندتان را غرق خون و بي جان در آغوش مي گيريد.

تصور کنيد جايي براي خواب نداريد.

تصور کنيد چيزي براي خوردن نداريد.

تصور کنيد شما را از خانه شما به زور بيرون کنند و هيچ قانوني از شما حمايت نکند.

تصور کنيد بهترين دوستتان، بهترين همکارتان، بهترين فاميلتان جلوي رويتان بي دليل کشته مي شوند.

اين دنيايي است که شما براي مردم بي گناهي مثل عراق، افغانستان و ... ايجاد کرديد و مي کنيد اما خود شما درک نمي کنيد . نمي فهميد که داريد چي کار مي کنيد.

جناب آقاي اوباما

هنوز شده از بالا به خودتان و اعمالتان نگاه کنيد؟!

هنوز شده از ديد مردم همين کشورها به خوتان نگاه کنيد؟!

هنوز شده صحنه هاي جنگ و جناياتي که مردم بي گناه در آن قتل عام مي شوند را براي خودتان هم تصور کنيد؟!

تا حالا شده تصور کنيد که در کنارتان روز به روز بمب و موشک و خمپاره منفجر شود؟!

تا حالا تصور کرديد که يک آر.پي.جي به بدنتان اثابت کند؟?

جناب آقاي اوباما

توصيه مي کنم لحظه اي در اتاقي ساکت و آرام اين سخنان را تصوير پردازي کنيد.

خوتان را با اين تصويرپردازي بهتر بشناسيد.

بفهميد که کي هستيد و داريد چي کار مي کنيد.

دنيا به کساني نيازمند است که از مردمش محافظت کند.

دنيا محتاج کساني است که نياز مردم را برطرف کند.

دنيا محتاج کساني است که ظلم و بدي و فساد رااز مردم دور کند نه اينکه به آن ها تحميل کند.


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:54  توسط   | 

مقاله

 

مهندسي معکوس بيشتر براي بازيابي محاسبات و دانش فني بکاررفته در يک محصول کاربرد دارد.
مهندسي معکوس بيشتر براي بازيابي محاسبات و دانش فني بکاررفته در يک محصول کاربرد دارد.اما براي اين که محصول يک فرايند بهتر بازشناخته شود مي توان با اين روش ، آن را به اجزاي سازنده اش خرد کرد و مطالعه جز به جز بر روي آن انجام داد و يا براي بررسي راهي که در مسير توليد محصول پيموده شده مي توان از انتهاي فرايند به ابتداي آن ، قدم به قدم و مرحله به مرحله به عقب بازگشت.اين که در کجاي راه قرار داريم و به کجا مي خواهيم برسيم بدون بررسي پس و پيش ، ارزيابي نقاط ضعف و قوت گذشته و پي ريزي برنامه هاي آينده امکان پذير نيست.براي فهم محاسبات حوزه فرهنگ در ايران معاصر ناگزير از درک درست مختصات فرهنگي و تاريخ جامعه ، گفتمان انقلاب اسلامي ، گفتمان دفاع مقدس و مناسبات فرهنگي بين ملت ها و موقعيت بي مانند ملت ايران در اين پيچ تاريخي هستيم.برنامه هاي صدا و سيما ، کالاهاي فرهنگي هستند که از اين طريق ، نحوه ساخت و مراحل انجام آن بهتر سنجش مي شود.درست مثل کالاهاي صنعتي که در کارخانه طبق دستورالعمل ها و نقشه هاي خاصي به دست نيروهاي ماهر ساخته شده اند.براي پي بردن به کيفيت کالاهاي ساخته شده بايد تمامي مراحل پيشين را بررسي کنيم تا به اولين مراحل برسيم که همان مطالعه طرح ، انجام سفارش و از همه مهم تر ، ايده سازي و کشف نياز جامعه است.کالاي فرهنگي از ذهن و دل انسان بيرون مي آيد و اگر اين کار به خوبي صورت گيرد بر ذهن و دل مردم نيز مي نشيند.اين رابطه انسان با انسان و برنامه ساز با مخاطب به هدايت راهبردي نياز دارد.غناي حوزه فرهنگ به وجود برنامه ريزان ، مجريان و ناظران استاندارد و خبره بستگي تام و تمام دارد.با يک نگاه کل نگر مي توان فرايند پديدآوري آثار فرهنگي را از ابتدا تا انتها بررسي و اصلاح کرد.

معناگرايي ، مشتري مداري و کيفيت در اين اصلاحات از اهميت بيشتري برخوردار هستند و ساير جنبه هاي اين فرايند اصلاحي را نيز دربرمي گيرند.مهندسي فرهنگي ناظر بر همين است که کيفيت فرهنگ با همه پيچيدگي ها و ويژگي هاي منحصربفردي که حوزه فرهنگ دارد به خوبي قابل سنجش است و مي تواند به دقت اندازه گيري و ارزيابي شود.سال ها پيش نويسنده ، ايده سازمان نظام مهندسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران را با تمام اجزا و جزييات آن به ثبت رسانده بود و با همين نام در فضاي رسانه آن را منتشر و تشريح کرده بود که هنوز در کشور جاي خالي آن وجود دارد.بهتر است براي درک بهتر مهندسي معکوس در حوزه فرهنگ و رسانه ملي در اين نوشتار ، آن ايده در فضاي وب جستجو و مطالعه شود.با اين مقدمات ، رسانه ملي بهتر قابل ارزيابي است.رابطه ظرف و مظروف را همه قبول داريم.عبارت معروف "از کوزه همان برون تراود که در اوست" در اينجا خود يک اصل موضوعه است.رسانه ملي يک سازمان بزرگ است.براي شناخت آن بايد ماموريت ها و راهبردهاي آن را شناخت.ماموريت ها که در اسناد بالادستي مشخص شده اند و به سادگي قابل تغيير نيستند.آنچه در اجرا ممکن است تغيير ايجاد کند کيفيت اتخاذ و اجراي راهبردهاست.اگر بيشتر نقش تحول آفريني براي رسانه ملي قائل شويم ، ديگر از اين منظر ، بايد به ارزيابي فعاليت هاي سازمان صدا و سيما بپردازيم.اگر نقش سرگرم سازي براي آن قائل باشيم شاخص هاي ارزيابي متناسب با آن را بايد مدنظر قرار دهيم.نگاه اقتصادي و تجاري اگر بر رسانه ملي حاکم باشد بايد منتظر نتايج متفاوتي باشيم.در اين حالت ، ارزيابي کار بسيار شبيه ارزيابي از يک بنگاه اقتصادي و تجاري است که بررسي دو ستون هزينه ها و فايده ها همه چيز را براي تصميم سازي و برنامه ريزي هاي آينده آن مشخص مي کند.اگر نقش آموزشي و پرورشي رسانه ملي ملاک عمل ما قرار گيرد آن وقت انتظار مي رود برنامه هاي رسانه ملي بتواند بر روي خانواده ها و شهروندان ايراني که مخاطبان اصلي هستند تاثيرات آموزشي و پرورشي شگرفي داشته و فرايند جامعه پذيري مجدد را به خوبي درباره آنها انجام دهد.ترکيبي از اين نقش ها با نسبت هاي معين براي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، خود در حکم يک نقش آفريني و راهبرد ديگر است.نقش هاي ديگري را نيز مي توان براي آن برشمرد.مسئله اين نيست که رسانه ملي نبايد به تامين منابع مالي لازم براي پيشبرد برنامه هاي سازمان و پرداخت هزينه هاي فوق تصور آن بيانديشد که در جاي خود ، يک شاخص بسيار مهم مديريتي است بلکه مسئله اصلي ، نفي حاکميت و سلطه مسائل مادي بر مسائل معنوي در رسانه ملي است.اگر نگاه مادي حاکم باشد برنامه سازي ها و فعاليت ها را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد.اگر نقش سرگرم سازي در ساخت برنامه هاي صدا و سيما محوريت داشته باشد در اين صورت ، بر الگوهاي زندگي مصرفي و جنبه هاي نمايشي و طنز در برنامه سازي ها خواه ناخواه بسيار بيشتر تاکيد مي شود.رسانه ملي همانند هر مجموعه سازماني ديگري ، از اجزا و عناصر متعددي تشکيل شده است.

امکانات نرم افزاري و سخت افزاري ، نيروهاي متخصص و ماهر ، دستورالعمل هاي کاري و استانداردهاي فني ، برنامه سازان و تهيه کنندگان راديويي و تلويزيوني ، مخاطب شناسي و نيازسنجي هاي علمي ، الگوهاي برنامه سازي و نظارت کيفي ، آثار و توليدات راديويي و تلويزيوني و از همه مهم تر خانواده ها و شهروندان ايراني اجزاي اصلي اين مجموعه هستند.در ساخت فرهنگ و برنامه ريزي هاي فرهنگي در يک جامعه متعالي ، همه راه ها به انسان منتهي مي شود.در رسانه ملي اين انسان ها هستند که بايد به کرامت و ارزش هاي آنها احترام گذاشته شود و به خوبي پرورش يابند.اين انسان ها هستند که براساس نيازهاي ساير انسان ها برنامه مي سازند.اين انسان ها هستند که از همه امکانات نرم افزاري و سخت افزاري موجود براي ساخت برنامه هاي مناسب بايد استفاده کنند.اين انسان ها هستند که از برنامه هاي ساخته شده و يا تهيه شده بوسيله رسانه ملي بهره لازم را مي برند و به آموخته هاي بنيادين خود در ساحت خانواده ، مدرسه ، دانشگاه ، مسجد ، اداره ، کسب و کار آنها را مي افزايند.اين انسان هاي پرورش يافته هستند که حال و آينده اين جامعه را مي سازند.

در حيطه برنامه سازي هاي رسانه ملي ، رابطه انسان با انسان و برنامه ساز با مخاطب برقرار است.از ايده ها تا ديده ها و شنيده ها راه طولاني طي مي شود.اين حاصل طرح ريزي هاي راهبردي و برنامه ريزي هاي ارتباطي رسانه ملي است که در بستر آنها ، محتواها و برنامه هاي توليدشده و يا تهيه شده به سمع و نظر مخاطبان مي رسد.رسانه ملي نبايد به باشگاه و مجمعي خصوصي از برنامه سازان و تهيه کنندگان برنامه هاي راديويي و تلويزيوني تبديل شود.رسانه ملي يک شان حاکميتي دارد که هرگز نبايد فراموش شود.رابطه انسان با انسان و برنامه ساز با مخاطب به معناي اين است که تمام عواملي که در بالا برشمرده شد بايد بصورت يکپارچه و هدفمند در چارچوب طرح ريزي هاي راهبردي بکار گرفته شوند.تا خروجي آن از بالاترين کيفيت و بهترين محتوا برخوردار باشد.

پيشنهاد موکد من در دوره فراروي رسانه ملي فارغ از نام آن رئيس و يا اين رئيس ، اين است که از پديدآوران رسانه اعم از رسانه هاي مرکز و رسانه هاي محلي در سراسر کشور در برنامه سازي هاي رسانه ملي به خوبي استفاده شود.راستي چرا در برنامه سازي هاي رسانه ملي ما کليدواژه اي به نام "فعال رسانه" و نظاير اين را نداريم.کارشناسان بسياري در اتاق فکرها و استوديوهاي راديو و تلويزيون ، محور تصميم سازي ها و برنامه سازي ها هستند.اما دريغ از کمترين حضور کارشناسان رسانه در اين عرصه ها که خود با مردم و نخبگان جامعه ، نزديک ترين و فراگيرترين سطح تماس و ارتباطات را در سراسر کشور دارند و به خاطر سال ها کار در تحريريه ها و بخش هاي اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي و اجتماعي رسانه هاي مختلف کوله باري از تجربه و دغدغه دارند که مي توانند همپاي ساير کارشناسان و برنامه سازان رسانه ملي ، آنها را به مردم تقديم کنند.به عقيده من ، رسانه هاي مرکز و رسانه هاي محلي، دو بال فرشته نجات اين کشور هستند ولي در رسانه ملي ناشناخته باقي مانده اند.هويت پديدآوران رسانه در عرصه هاي مختلف جامعه به خاطر گمنامي در رسانه ملي ، ناشناخته است در حالي که ، در کشورهاي توسعه يافته برخي از تحليل گران و کارشناسان و نويسندگان رسانه از برجسته ترين سياستمداران آن جوامع هستند.حرمت امامزاده را متولي آن بايد نگه دارد.

شرح کامل اين موضوع در تحليلي که تحت عنوان "سهم پديدآوران رسانه در برنامه سازي هاي رسانه ملي" آمده و اخيراً در فضاي رسانه هاي مرکز و رسانه هاي محلي نيز بسيار گسترده منتشر گرديده قابل ملاحظه است.اميدوارم رئيس جديد رسانه ملي از اتاق فکرشان با کمک کارشناسان اين کشور به سرعت و با دست و فکر پر ، بيرون بيايند و صدا وسيما را باهم فکري و دعاي مردم به خوبي هدايت کنند.هر دوره اي ، ابتدا و انتهايي دارد مهم اين است که همه دست در دست يکديگر ، با استفاده از تجربيات حاصل از دوره هاي گذشته و بررسي ضعف ها و قوت هاي موجود ، به آينده اي بهتر که در شان نظام ولايي و مردم خوب ايران اسلامي است برسيم.هدف از اين نقد و تحليل ، خداي ناکرده بي احترامي به گذشته نيست بلکه مي خواهد با يک نگاه روشي به فرايندهاي پيچيده در حوزه فرهنگ ، رسانه و رسانه ملي راهي بهتر براي آينده ترسيم کند.

مهندسي معکوس ، ما را به مسئله بازمهندسي نياز مردم براساس سبک زندگي ايراني اسلامي و به طيفي از راه ها مي رساند.يک سر اين طيف ، بومي سازي نياز مردم به رسانه و فرهنگ خودي و سر ديگر آن ، روي آوري به برنامه سازي ها به سبک غيربومي و غيرخودي است.درک درست از مختصات فرهنگي جامعه ديني ما مفروض طرح ريزي هاي راهبردي براي رسانه ملي است.اين نوشته ، مطلع ورود به بحث و مرحله نخست کار است.مرحله بعدي ، همسوسازي دستگاه ها و نهادهاي فرهنگي جامعه در چارچوب طرح و برنامه هاي کلان براي هم افزايي نيروهاست.و غايت اين راه به نظر من ، لزوم شکل گيري دولت فرهنگي در اين کشور در ادامه اين دولت و يا در دولت هاي آينده براي اتخاذ جهت گيري هاي جامع و ترسيم افق هاي دوردست و ماناست.

 

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:53  توسط   | 

مقاله


راي افرادي مثل ديک چني بسيار درد آور و تلخ است که حتي کلمه اي در مورد استراتژي پرزيدنت اوباما براي زدودن خطر داعش از خاورميانه بيان کنند .

در واقع، اين جنگ هاي غير ضروري بوش / چني درعراق بودکه مستقيما شرايط ظهور"دولت اسلامي عراق وسوريه"را به وجود آورد .

جيمز بيکر وزير امور خارجه آمريکا در دوران جرج بوش ( پدر ) در برنامه اين هفته ملاقات با مطبوعات اين موضوع را عنوان کرد . "او اشاره کرد که در دوره جرج بوش پدر در سال ???? صدام حسين از کويت بيرون انداخته شد و پس از آن آمريکا براي اجتناب از همان خيزشهاي خطرناک قومي و فرقه اي که متعاقب حمله آمريکا در سال ???? تحت رهبري بوش (پسر) و چني در عراق بروز کرد از پيشروي بسوي بغداد ( و ساقط کردن حکومت ) خودداري کرد .

اما اين تنها جنگ درخود عراق نبود که بستر را براي ?? سال متوالي و براي شديدترين منازعات فرقه اي بين سنيها و شيعه ها در خاورميانه آماده کرد بلکه آنچه که بعدها نيز اتفاق افتاد در اين ميان نقش داشت.

برنامه ضد بعثي بوش تمام نشانه ها وبقاياي قدرت اهل سنت درجامعه عراق را زدوده واز بين برد وصحنه را براي طغيان عليه اشغالگري آمريکائيها و عليه دولت جديد شيعه در عراق آماده کرد . بوش سيستم ارتش با اکثريت سني حاکم درعراق را منحل کرد.آنرا تغييرنداد، افراد بيشتري ازشيعيان وکردها را دراين ارتش وارد نکرد. اوفقط آنرا منحل کرد. تصادفي نيست که امروزه دوتن از فرماندهان بلند پايه داعش، از فرماندهان سابق ارتش عراق درزمان صدام هستند.

ژنرال پترائوس گامهائي را براي عوض کردن اين سياستها با اجراي برنامه هايش " بنام بيداري سنيها " برداشت بر اساس اين برنامه ها قبايل سني ، با آنچه که بعنوان القاعده عراق شناخته شده بود درگير ميشدند. اما نهايتا پيشرفتهايي که او به دست آورده بود بدليل سياست دولت بوش و چني درکمک به انتصاب نوري المالکي (کسي که بطور روشمندي سنيها را در تمام عراق محروم کرد ) به سمت نخست وزير عراق ، از بين رفت. اين تمام ماجرا نبود. جنگ درعراق (که به هيچ وجه براي مبارزه با تروريسم راه اندازي نشده بود ) شمار زيادي تروريست بوجود آورد که خيال پيوستن به سازمانهاي افراطي را داشتند. اين کار با کشته شدن شمار زيادي از عراقيها ، آواره شدن صدها وهزاران نفر و زنداني کردن هزاران نفر از مردم و متقاعد شدن بسياري از ساکنان خاورميانه بر صحيح بودن تبليغات تروريستها مبني بر اينکه آمريکا و غربيها واقعا در پي بدست گرفتن سرزمينهاي اسلامي هستند، انجام شد .

وبالاخره، خلاف بودن ادعاي پوچ ديک چني مبني بر اينکه نيروهاي آمريکا به عنوان آزاديبخش در عراق مورد استقبال قرار خواهند گرفت؛ چراکه هيچکس علاقه اي به اشغال کشورش توسط ملتي ديگر ندارد .

احتمالا جنگ بيش از هر نوع اقدام تبليغاتي ديگري، ميتواند منجر به گرايش جوانان آسيب پذير به بنياد گرائي شود و با بوجود آمدن امواج کشتار فرقه اي دشمنيهائي بوجود خواهد آمد که هرگز بخشيده نخواهد شد .

جنگ در عراق و خلاء قدرت سنيها، ابتدا به واسطه سياست هاي ايالات متحده و سپس المالکي ? شرايط عالي را براي گروههاي افراطي تبهکار فراهم کرد که به آنها اجازه داد نوار بزرگي از خاک عراق را بدست آورند .

و اکنون خيلي از کساني که باعث اين سياست خارجي فاجعه آميز شدند اين جسارت را بدست آورده اند تا تلاشهاي دقيق اوباما که براي اصلاح اين اشتباهات انجام ميشود را مورد انتقاد قرار دهند . آنها اين انتقادات را اغلب بدون اينکه چيزي در مورد سياستهاي اشتباه سابق خود بگويند اظهار ميکنند .

اين کار شما را به ياد کساني مي اندازد که خودشان آتش سوزي را راه انداخته اند و بيرون از صحنه فقط مشغول نکوهش روشهاي خاموش کردن شعله هاي آتش توسط آتشنشانان هستند.

آنها ميگويند اگرپس از بازگشت نيروهاي آمريکا ،اجازه داده شده بود که گروهي از نظاميان آمريکائي در عراق باقي بمانند همه چيز باعث رضايت ميشد .

آيا آنها واقعا فکر مي کنند که وجود چند هزار نيروي نظامي ايالات متحده قادر به حل مشکلات عراق باشد حال آنکه صدها هزار نظامي موفق به انجام اين کارنشدند ؟

والبته آنها به راحتي فراموش کردند به اين موضوع اشاره کنند که نه عراقيها و نه راي دهندگان آمريکائي راضي به باقي ماندن نيرو در عراق نبودند و فراموش مي کنند که دولت عراق با شرايطي که اجازه استقرار يک نيروي نظامي باقيمانده خارجي را درعراق بدهد موافقت نمي کند .

يا شايد آرزو ميکنند که نيروهاي ايالات متحده اکنون در شهرهاي عراق در به درطرفداران داعش را ريشه کن کنند. فقط چند نومحافظه کار جان سخت خواهان نيروهاي نظامي بيشتري در خاورميانه هستند.

و پس از آن اين ترجيع بند را سر ميدهند که اوباما بايد زودتر به شبه نظاميان ميانه رو مخالف در سوريه کمک تسليحاتي مينمود. بايد يادآور شد که اگرآن زمان اين اقدام انجام ميشد بطور کلي احتمال داشت که خيلي ازآن سلاحها تا کنون به دست داعش بيافتد و بايد براي جلوگيري از وقوع اين مسئله ، در حال حاضر و حتي درآينده هم بسيار مراقب بود.

پاسخ اوباما به داعش مورد حمايت تقريبا دو سوم آمريکائيهاست چرا که به نظر ميرسد تنها پاسخ منطقي باشد و آن اينست که درمان بيماري بدتر ازخود بيماري نيست .

اين مويد آنست که مقدمترين و بهترين راه حل معضل داعش تعامل با ديگر سنيهاي منطقه است . اين کاربا هدف ايجاد يک ائتلاف بين المللي براي کوبيدن و در نهايت نابودي توانائي تهديد اين سازمان جنايتکار در خاورميانه و جاهاي ديگر ميشود.براي رسيدن به اين هدف بر تقويت ديگر نيروهاي سني منطقه تاکيد ميشود .

اما اکثريت آمريکائيها پي برده اند که اين کار آسان نخواهد بود و البته حق با آنهاست. تميز کردن گند کاري وحشتناکي که سياستهاي بوش/چني در خاورميانه زده کار آساني نخواهد بود .

بطورصريح ، من فکر ميکنم که هر يک از معماران جنگ عراق که به تلويزيون دعوت ميشوند نبايد حتي کلمه اي هم در مورد سياست خارجي دولت وبخصوص درمورد خاورميانه بگويند . آنها اعتباري براي اظهار نظر ندارند . آنها با اشتباهات هميشگيشان شرايطي را به وجود آورده اند که با مشکلات پيش روي امروزي مواجهيم .

اما اگر آنها دعوت شدند که سر صحبت را باز کنند، هم بايد به سابقه شکستهاي گذشته شان اشاره کنند وهم چيزي بيشتراز انتقاد ونکوهش تلاشهاي رئيس جمهور براي رفع آثار اشتباهات آنها براي گفتن داشته باشند. همچنين آنها بايد به گفتن اينکه دقيقا چه کاري بايد براي رفع اشتباهات آنها انجام شود ملزم شوند و اگر هريک از آنها واقعا روشي را براي اقدام پيشنهاد کرد، با توجه به سوابق اشتباهات گذشته شان ، تا حد زيادي ميتوانيد مطمئن باشيد که آن روش غلط است .


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:53  توسط   | 

مقاله

 

بسيج به عنوان يک نيروي مردمي با هدف اوليه استفاده از توان بالاي مردمي در راستاي دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن، در 5 آذر سال 1358 يعني 22 روز پس از تسخير سفارت آمريکا به وسيله دانشجويان پيرو خط امام، با فرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران تأسيس گرديدکه به مرور و متناسب با مقتضيات زماني خاص و همزمان با بروز و حدوث مسائل و موضوعات گوناگون در ابعاد داخلي و خارجي طي 32 سال گذشته براي نظام، نقش ها و کارويژه اي متعددي نيز براي اين نيروي مردمي تعريف و تبيين شده است. در واقع اگر چه بسيج در کنار نيروهاي زميني، دريايي، هوايي و قدس به عنوان نيروي پنجم و تأثيرگذار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي موجوديت و جايگاه قانوني خويش را با توجه به شاخص ها و ضرورت هاي انقلاب اسلامي ايران کسب نموده است، اما با توجه به نقش چندگانه آن در تثبيت انقلاب اسلامي و ساختارهاي مربوط به آن از تنوع رفتاري و کارکردهاي متفاوتي برخوردار بوده است. بطور کلي کارکردهاي مختلف بسيج را مي توان در دو دسته کلي کارکردهاي نظامي و کارکردهاي غيرنظامي جمع بندي نمود.

کارکردهاي بسيج در زمينه نظامي شامل سه نقش همزمان مکمل همديگر يعني بازدارندگي، دفاعي و تهاجمي است. استفاده از توان و ظرفيت هاي بالاي بسيج در جهت «بازدارندگي» شامل بکارگيري کليه منابع و امکانات ممکن و قابل دسترس بسيج براي جلوگيري از بروز هرگونه تهديد نسبت به منافع پايدار و ملي کشور مي باشد.

بسيج در جايگاه يک نيروي «دفاعي» هم در برگيرنده تدابير و تصميماتي است که براي مقاومت در مقابل حملات نظامي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، رواني و تکنولوژيکي که از جانب يک يا چند کشور متوجه نظام مي شود اتخاذ مي‌گردد.

اما نقش سوم از کارکردهاي سه گانه بسيج در بعد نظامي نقش «تهاجمي» آن است. يعني چنانچه ضرورت ايجاب نمايد هر نوع عمليات تهاجمي پيشدستانه اعم از نظامي و غيرنظامي بر عليه تهديدات متصور از سوي عوامل خارجي نسبت به منافع ملي و حياتي کشور چه در ابعاد داخلي و چه خارجي با مشارکت فعالانه بسيج انجام مي شود. در مورد کارکردهاي غيرنظامي بسيج نيز مي توان به نقش هاي نرم افزاري از جمله علمي- فرهنگي، اجتماعي- سازندگي، سياسي- اقتصادي و اطلاعاتي- امنيتي آن اشاره نمود.

محققاً تمامي مجموعه فعاليت هاي بسيج از ماهيت «دفاعي» برخوردارند. براي مثال نقش فرهنگي، اطلاعاتي، سياسي يا...بسيج هنگامي فعال تر مي شوند که مشاهده شود تهديدات خارجي يا داخلي از نوع نرم آن مانند راه اندازي جنگ هاي اطلاعاتي يا ايجاد اختلال در سيستم فرهنگي- ارزشي يا اين قبيل موضوعات متوجه کشور باشد. بنابراين همچنان که اشاره شد بسيج در اصل يک نيروي دفاعي است و فلسفه اوليه تأسيس آن نيز بکارگيري توان بالاي مردمي در جهت حفاظت از آرمان ها و دستاوردهاي انقلاب و خنثي سازي تهديدات موجود بر عليه اين آرمان ها بوده است.

حال تقسيم بندي کارويژه هاي آن به نظامي(بازدارندگي، دفاعي، تهاجمي) و غيرنظامي(فرهنگي، اقتصادي، رواني، سياسي و...) نه تنها ماهيت دفاعي بودن آن را دستخوش تغيير نساخته است بلکه ماهيت دفاعي بودن آن را نيز افزايش داده است. با اين اوصاف مي توان بيان داشت که بسيج در تدوين و تنظيم و همچنين اجراي استراتژي هاي دفاعي کشور از جايگاه ويژه اي برخوردار است بگونه اي که حتي رهيافت هاي سياستگذاري خارجي کشور نيز تحت تأثير بسيج و آرمان هاي آن مي باشد. با توجه به اينکه همه مديران نظام اعم از مديران ارشد و ميانه و پايين دست شاغل در هر نهاد و سازماني همگي به اتفاق در بسيج مستضعفين عضويت داشته و هر يک در مقاطع مختلف چه در دوران جنگ و چه پس از آن بصورت عملياتي در مجموعه سازماني بسيج از طرق گوناگون چه بصورت داوطلبانه و چه از طريق سپاه پاسداران به ايفاي نقش و انجام مسؤليت پرداخته اند از اين نکته نظر اجزاء سياست و استراتژي هاي کلان دفاعي کشور هم که در ساختارها و مجموعه هايي مانند شوراي عالي دفاع، شوراي عالي امنيت ملي، ستاد فرماندهي کل قوا، وزارت دفاع و مراکز تحقيقات دفاعي استراتژيک تعيين مي شود نيروهاي بسيجي مشارکت گسترده اي داشته و بنوعي روح تفکر بسيجي در تدوين و اجراي طرح هاي دفاعي اتخاذشده در اين نهادها حکمفرماست. وجود شرايط و مختصات گوناگون از جمله مشارکت همه جانبه در روند جنگ تحميلي و بازسازي کشور و حضور و بکارگيري در همه عرصه هاي وجودي سبب گرديده است که بسيج در جامعه و نظام سياسي، از مشروعيت قانوني و نقش سازماني خاصي برخوردار باشد. در واقع بسيج در چهارچوب سپاه پاسداران همگام با سازماندهي دروني يگان ها و واحدهاي خود موقعيت بوروکراتيک و سازماني و در عين حال تأثيرگذار خود را در سياستگذاري هاي دفاعي و استراتژيکي کشور تثبيت نموده است که اين امر را مي توان در روند مشارکت فعالانة آن در ستاد فرماندهي کل قوا، کميته دفاعي شوراي عالي امنيت ملي و بخش نظامي دفتر مقام معظم رهبري و همچنين مشارکت و همکاري هاي لازم در جهت مأموريت هاي نيروي انتظامي و ارتش مشاهده نمود.

به هر حال وظايف و نقش سازماني و کارکردي بسيج بيان کنندة آن است که اين مجموعة نظامي- ايدئولوژيک که داراي مشروعيت انقلابي و برآمده از بطن انقلاب مي باشد، در جهت تامين امنيت ملي کشور و دفاع از دستاوردهاي انقلاب گام بر مي‌دارد که بالطبع طبيعي نيز هست که براي انجام هر چه بهتر اين وظيفه بايد در روندهاي مختلف تصميم‌گيري بويژه در جريان تدوين و تنطيم استراتژي هاي کلان دفاعي کشور قرار داشته و به عنوان يکي از طرف هاي تبادل نظر حضور داشته باشد.

 

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:53  توسط   | 

مقاله


سرتيپ حسين آزموده دادستان نظامي تهران در دوران كابينه سپهبد فضل الله زاهدي ، از نخستين نظامياني بودكه حبس و شكنجه زندانيان عصر پهلوي را آغاز كرد . او گروه گروه از محبوسين را بي هيچ محاكمه اي به چوبه دار مي سپرد . در نيمه هاي شب به ديدن زندانيان سياسي مي رفت و گروهي را براي مرگ جدا مي كرد ، برخي را دستور مي داد در سحرگاه تيرباران كنند و گروهي را در هواپيما مي نشاند . بعد هم خلبان به سوي كوير قم به پرواز در مي آمدو همه سرنشينان هواپيما را از آسمان به درون مردابهاي كويري قم فرو مي ريخت .

در جريان اين كشتارهاي بي رحمانه يك روز از روابط عمومي دادستاني ارتش به روزنامه كيهان خبر رسيد كه فرداتيمسار ( سرتيپ حسين آزموده ) مصاحبه مطبوعاتي دارد. من در آن زمان ( سال 1336 ) خبرنگار حوادث روزنامه كيهان بودم . در آن روز خبرنگاري كه به حوزه ارتش سر مي زد در مرخصي بود و در نتيجه مرا كه جوان 18 ساله اي بودم به مصاحبه تيمسار فرستادند .

در روابط عمومي دادستاني نظامي خبرنگاران دور تا دور اتاق نشسته بودند. ساعتي گذشت تا تيمسار آمدو با ترش رويي بي آنكه سلامي بكند در صدر مجلس نشست و خطاب به جمع خبرنگاران با تحكم گفت : « بنويسيد : س ( يعني سئوال )» او سئوالي در باره زندانيان سياسي مطرح كردو بعد افزود : « بنويسيد : ج ( يعني جواب ) » تيمسار بعد از چند سين و جيم كاغذهايش را جمع كرد و رفت .

من كه از اين نوع مصاحبه به حيرت افتاده بودم رو به افسري كه مسئول روابط عمومي بود كردم تا علت اين رفتار را جويا شوم اما او در جواب گفت « فضولي موقوف ، هرچه تيمسار گفت همان است . اگر هم يك كلمه اين ور و آن ور كنيد پدرتان را در مي آورم »

اينگونه برخورد مستبدانه چنان خشمي در وجودم پديد آورد كه طي سالها به عقده اي در دلم تبديل شده بود . با خود مي گفتم آيا روزي خواهد رسيد كه اين بار سنگين را از دل بردارم و تلافي چنين حقارتي را بكنم . سابقه ذهني كه از جلادي هاي آزموده داشتم هم مزيد برعلت شد .

 

سالها گذشت تا فرصت تلافي پيش آمد . نوبت نخست وزيري به دكتر علي اميني رسيده بود. وزير دادگستري نورالدين الموتي بود كسي كه زماني جزو گروه معروف « 53 نفر » به حساب مي آمد . من آن زمان خبرنگار حوادث كيهان بودم و مي ديدم سرتيپ آزموده را گاه گاه به دادگستري احضارش مي كنند و بازپرس از او بازجويي مي كند .

احضار آزموده با آن همه جلادي ها براي خبرنگاران جالب بود . يك روز به روابط عمومي دادگستري رفتم و از مسئول آن « هدايت الله متين دفتري » درخواست ملاقات با وزير دادگستري كردم . متين دفتري به من گفت مي داني كه در اتاق وزير دادگستري باز است و هر ساعتي خواستي مي تواني به ديدنش بروي . وزير سرگرم خوردن ناهار بود كه مرا به حضور پذيرفت . او با لبخندي پرسيد :

- باز چه خبر شده ؟

من كه نميخواستم با ورود ناگهاني به اصل موضوع با واكنش منفي وزير روبرو شوم به طرح مسائل عادي دادگستري پرداختم تا در فرصتي مناسب سئوال اصلي ام را در ارتباط با احضار سرتيپ آزموده مطرح كردم . وزير كه در جريان بحث و گفت و گو به هيجان آمده بود آنچه‌را كه دادگستري پنهان مي كرد بر زبان آورد . الموتي با چهره اي برافروخته گفت :

- آزموده را مي گويي ؟ اين مرد آيشمن ايران است . اين بي رحم چه جوانان بي گناهي را كه به كشتن نداده است . ميدانيد چه كار مي كرد ؟ دستور ميداد زندانيان سياسي را شبانه دسته دسته با هواپيما به حوالي قم برده و درياچه نمك قم بيندازند .

وزير دادگستري آنگاه به شرح جنايات آزموده پرداخت و من سراپا گوش بودم تا كلمات را به ذهن بسپارم .

ساعت يك بعد از ظهر بود كه به دفتر روزنامه بازگشتم و اين مصاحبه اختصاصي را چاپ كردم . آن روز عصر ، كيهان با تيتر درشتي در صفحه اول از قول وزير دادگستري نوشت « آزموده ، آيشمن ايران است »

با انتشار اين شماره كيهان ، خبر چون بمب در تهران تركيد و مردم براي خريد روزنامه هجوم آوردند . در همين لحظات ماموران امنيتي به كيوسكهاي روزنامه فروشي ريختند و شروع به جمع آوري روزنامه كيهان كردند. ساعتي بعد دولت يك اعلاميه رسمي از راديو پخش كرد كه روزنامه كيهان به خاطر چاپ يك خبر دروغ توقيف و از انتشار آن جلوگيري مي شود . انتشار اين اعلاميه جامعه را تكان داد. چند روز بعد دانشجويان دانشگاه تهران در حالي كه صفحه اول روزنامه كيهان را تبديل به پلاكاردهايي كرده بودند در پشت درهاي بسته دانشگاه شروع به تظاهرات كردند و انبوه مردم از پشت ميله ها به حمايت از آنان پرداختند. ماموران رژيم نيز به آنان يورش مي بردند .

دولت اميني ادعا كرده بودكه وزير دادگستري چنين مصاحبه اي نكرده است . در اين صورت من به خاطر انتشار خبري كه اميني آنرا دروغ خوانده بود بايد روانه زندان مي شدم . تنها گواه من مسئول روابط عمومي دادگستري بود كه به حمايت از من ( و البته به زيان وزارت دادگستري ) با شهامت اعلام كرد كه سرتيپ اين مصاحبه را انجام داده و حاضر نيست اعلاميه دولت را تاييد كند . وزير دادگستري نيز به روابط عمومي پيغام داد كه در هر محكمه اي لازم باشد حاضر مي شود و انجام مصاحبه را تاييد مي كند . با اين واكنش روابط عمومي دادگستري ، وزير وقت و البته فشار مردمي ، دولت اميني كوتاه آمد و سرانجام به روزنامه كيهان پس از دو روز توقيف اجازه انتشار داده شد


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:52  توسط   | 

مقاله


به مناسبتهاي مختلف بويژه در ابتداي جنگ، هيئت صلح كنفرانس اسلامي و برخي سران كشورهاي اسلمي برپايه مسلما بودن مردم ايران و عراق خواهان اتمام جنگ بودند. و ادامه آن را نوعي برادر كشي مي دانستند آقاي مهاجراني در مصاحبه با يكي از روزنامه ها تأكيد كرد: (جنگ با عراق ايدئولوژيك نبود و كشور اسلامي سر مسائل مختلفي با هم درگير شدند جنگ ين اسلام و كفر نبود.درگيري ميان دو كشور اسلمي بود كه نمي بايست اتفاق بيفتد و در نخستين مراحل بايد خاموش كرد(... به هر دليل در بين مسلمان، جنگي اتفاق افتاده كه اصل بر اتمام آن است نه بر دامنه گسترش جنگ امام عقيد مقابل آقاي مهجراي داشتند. اما حكومت بعثي ها را مشروع و اسلامس نمي دانستند.

اهداف سياسي عراق

فيليپ رابينز سه هدف اصلي را عناصر تشكيل دهنده استراتژي عراق ميداند:

1. مهر انقلاي اسلامي در ايران بود. ديويد اوئن وزير خارجه انگليس در روزنامه گاردين نوشت: ما اميداواريم كه شور التهاب انقلاب اسلامي در طول جنگ منطقه اي به مصرف رسيده و سرانجام فروكش كند.

2. تصرف استان خوزستان و تجزيه ايزان مي توانست در خدمت اهداف توسعه طلبانه عراق باشد تنگناهاي ژئوپلتيك عراق برطرف مي كرد و در عمل به معناي لغو قرارداد 1975 و تضعيف نظام تازه تأسيس در ايران ارزيابي مي شد.

انتخاب هدف اول متأثر از بازتاب هاي انقلابي اسلامي در ميان كشورهاي منطقه و نگراني رهبران آنها از تغيير معادلات منطقه و خلأ ناشي از سقوط شاه و شكست استراتژي آمريكا و پيروزي قاطع عراق ممكن بود مقدمه ظهور قدرت منطقه اي عراق ارزيابي شود.

بررسي علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

1. پيروزي هاي ايران بويژه فتح خرمشهر و احتمال سقوط صدام فضايي ايجاد كرد كه در نتيجه آن ايران در سطح منطقه استاتژبك يافت و همين باعث شد كه در نزد بازيگران منطقه و بين المللي نوعي نگراني بوجود آورد.

2. رفتار سياستمداران منطقه اي بين المللي و عراق براساس درك تحولات جديد جنگ و فرآيندهاي احتمالي، كنش و واكنش هاي جديدي را بوجود آورد كه در ذهنيت و باور مردم ايران و تصميم گيرندگان تأثير كرد.

3. وقوع وادث و رخدادهاي جديد در سطح منطقه ودر عرصه هاي سياسي نظامي جنگ، كه پارهاي از آن ها حاصل كنش بازيگرن بود، در شكل گيري روندهاي جديد و در نتيجه اامه جنگ پس از فتح خرمشهر نقش و تأثير داشت.

در جنگايران و عراق با آشكار شدن علائم پيروزي ايران و شكست احتمالي عراق تدريجاً سياست ها و مواضع آمريكا تغيير كرد ودر واقع با پيروزي هاي نظامي ايران،‌ماهيت جنگ تغيير كرد: از نظر آمريكا موقعيت ژئوپلتيك ايران،‌با قرار گرفتن در شمال خليج فارس و در جنوب شوروي اهمت استراتژيك بسياري داشت و به همين دليل، در حوزه منافع آمريكا تعريف شده بود، سياست كلي آمريكا در برابر ايران، اين بود كه(ايران نه بدان اندازه تضعيف شود كه در معرض بي ثباتي و تجزيه قرار گيرد كه در نتيجه شوروي از آن بهره گيرد و نه بدان اندازه تقويت شود كه به گفته نيكلسون براساس قابليت هاي بالقوه براي تبديل به قدرتي منطق هاي نقش و تأثير داشته باشد.)

آمريكا در جنگ ايران و عراق با دو گزينه كاملاً متفاوت مواجه بود، در گزينه نخست يا به رسميت شماختن برتري ايران و خواسته هاي ايران را تأمين نمايد و جنگ خاتمه يابدف چنين اقدامي پيامدهاي استراتژيك در برداشت وبه مثابه تعميق و گسترش انقلاب اسلامي در منطقه و خطر بي ثباتي در كشورهاي متحد آمريكا و در نتيجه تغيير موازنه نيروهاي منطفه بود.

گزينه دوم حمايت از عراق و حفظ صدام. بر اثر پيروزي ايران آمريكا براي اجتناب از پيدايش وضعيت جديد از سال 1982 سياست بازي شطرنج با عراق را دنبال كرد.

شوروي و جامعه اروپا ومخصوصاً كشورهاي منطقه به دليل اينكه انقلاب اسلامي بر ساحتار متزلزل ومحافظه كارانه داخلي اين كشورها تأثير مي گذاشت علاوه بر اينكه آغاز جنگ از عراق حمايت مي كرد كمك هاي اطلاعاتي و تبليغاتي در اختيار عراق مي گذاشت.

عراق: پس از فتح خرمشهر، رفتار عراق متأثر از شكست هاي نظامي بود و در نتيجه براي جلوگيري از ناكامي هاي عراق و پيروزي هاي ايران صدام با حمايت بين المللي موقعيت خود را با حذف و تصفيه مخالفان داخلي تثبيت و در جبهه هاي جنگ نيز قدرت دفاعي ارتش عراق را در برابر تهاجمات احتمالي ايران تقويت مي گردد.

 

ايراند فضاي انقلابي با كسب اعتماد به نفس م خودباوري دمن متأثر از پيروزي هاي 8 ماهه سبب شده بود كه هرگونه شك و ترديد را در عدم موفقيت يا ضعف اوضاع در ادامه جنگ ورود به خاك عراق براي ديگران از بينبرده و ايران با اين باور كه با فشار نظامي اوضاع را براي عراق دشوار كند و با تصرف منطقه اي با اهميت در عراق موقعيت خود را تثبيت كند تا حاميان عراق با تأمين خواسته هاي ايران، وضعيت را براي خاتمه دادن به جنگ فراهم سازد. در نتيجه به منظور بررسي وضعيت كشور مسئولان با امام جلساتي تشكيل دادند:

جلسه اول روز دئشنبه سوم خرداد برگزار شد، خرمشهر را بطور كامل تسخير كرده ودشمن تسليم سد و در ان جلسه بحث جدي اين بود خوب حالا كه دشمن فرار كرده و نيروهايش متلاشي شده اند حالا مي خواهيم برويم داخل عراق. آخرين چيزي كه بعد از مدتي طولاني بحث شد اما اجازه دادند جاهايي كه مردم نيستند برويد از اين جهت منطقه عمليات رمضان انتخاي گرديد.

(نظر ما واقعاً در اول كار اين نبود قطعاً مي گفند داخل خاك عراق لازم نيست كه ما وارد بشويم. بعد كه به هر حال به يك نتيجه رسيدند كه عراقي ها اگر بفهمند كه مرزشان وارد نمي شويم تسليم نخواهند شد، مي روند و با خيال راحت آن طرف شرارت مي كنند)

جلسه دوم: در ششم خرداد و سه روز بعد از جلسه اول برگزار شد. آقاي هاشمي در گفت و گوي اختصاصي درباره جلسه دوم و نظر ادامه در مورد ادامه جنگ مي گويد:

(فرماندهان ارتش و پساه در خدمت اما رفتند و فرماندهان اگر حاكمان بغداد مطلع شوند كه ما وارد خاك اين كشور نمي شويم با خيال آسوده عليهما شرارت خواهند كرد، منطق جنگ اين رانمي پذيرد.

آقاي رضايي از جلسه دوم مي گويد:

آن جا امام سوال كردند شما براي جه مي خواهيد از مرز جلوتر برويد؟ عده اي از دوستان استدلالهاي سياسي كردند و گفتند: مه بهاين دليل مي خواهين برويم برادرهاي ارتش و ما آمديم استدلالهاي نظامي مي كرديم؛ گفتيم كه مثلاض ما اگر از مرز بيرون برويم به اروند ، آن جا اگر هم جنگ حالت معلق پيدا گند يني نه جنگ باشد و نه صلح باشد پشت اروندرود مي شود دفاع كرد.

نظر امام درباره جنگ

براي نخستين بار در روزنامه جمهوري اسلامي ايران نظر امام اقل شد. اما با ادامه جنگ مخالف بود ولي بر اثر پافشري مسئولان جنگ نظر خود را تغيير داد. اين مصاحبه آمده: (در مقابل مسانل خرمشهر امام معتقد است كه بهتر است جنگ تمام شود. اما بالاخرع مسئولان جنگ گفتند: ما بايد تا كنار شط العرب برويم تا بتوانيم غرامت خود را از عراق بگيريم.

نظر سياستمداران و مسئولين

در آن زمان فرماندهان و برخي سياستمداران جلسه اي با اما داشتند و به بررسي وضعيت جبهه پرداختند و استدلال كردند كه اينك زمان مناسبي براي پايان دادن جنگ نيست. اگر ما بخواهيم سر مرز و در منطقه جنوب ودر منطقه خرمشهر عمدتاً بايستيم و آتش بس را بپذيريم در واقع براي دفاع ازسرزمين ايران و خوزستان بهترين جايي براي پدافن مصلحت مي دانستند رودخانه اروند رود بود. براي اينكه مقداري پيشروي كنند و خود را به پشت اروند رود بچسبانند دفاع در آنجا از سرزمين ايران آسانتر خواهد بود.)

مسئولان سياسي با تئجه به ضرورت هاي سياسي و لحا كردن برتري ايران بدنبال پاياندادن به جنگ بودند و نظامي ها بر اين اسا و متأثر از نظريات مسئولان ساسي در پاسخ به پرسش اما بااستدلال سياسي و مطرح كردند منشأ تصميم گيري براي ادامه جنگ ملاحظات و اهداف سياسي بود ولي در قالب ملاحظات نظامي و دفاعي مطرح شد.

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:52  توسط   | 

مقاله


دانشمندان کدام است؟
کتاب عهده دار جواب به سؤالاتي از اين دست است.
يک تلقي غلط از علم که در فصول آغازين کتاب رد خواهد شد و اتفاقاً برخي از دانشمندان و بسياري از شبه
دانشمندان از آن جانبداري مي کنند پيروي بسياري از افراد رشته هاي گوناگون از روش تجربي فيزيک است. براي
اين افراد ، اين روش شامل جمع آوري واقعيات به وسيله مشاهده و آزمايش دقيق ، و سپس استنتاج قوانين و نظريه
ها از آن به مدد نوعي شيوه منطقي است.جنگ ها و انقلاب ها برجسته ترين پديده هاي اجتماعي هستند كه سرنوشت اجتماعي جوامع انساني را دستخوش تغيير مي كنند. جنگ ايران و عراق، حادثه تاريخي بزرگ و سرنوشت سازي بود كه در بستر مجموعه اي از عوامل و زمينه هاي متفاوت شكل گرفت و از تاريخ 31 شهريور سال 1359 با تجاوز عراق آغاز شد ودر تاريخ 29 مرداد سال 1367، پس از پذيرش قطع نامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران به پايان رسيد.

تحليل علل و زمينه هاي وقوع جنگ عبارتند از :

1. اختلافات تاريخي و رقابت دو كشور ايران و عراق 2. معضلات ژئوپلتيكي عراق كه تاكنون منشأ آغاز دو جنگ شده است. 3. ماهيت رژيم عراق و تضاد آن نظام جمهوري اسلامي ايران 4. وقوع انقلاب اسلامي در ايران و تغيير مناسبات منطقه اي با نگراني از صدور انقلاب 5. تغيير توازن قوا و پيدايش خلأ قدرت در منطقه 6. تنش در مناسبات ايران و آمريكا بر اثر سياست هاي مداخله جويانه آمريكا در ايران و واكنش ايران در تصرف سفارت امريكا 7. فروپاشي قدرت سياسي - نظامي و اقتصادي گذشته در ايران و عدم انسجام دروني براي تصميم گيري و مقابله با بحران ها و تهديدات خارجي.

آمادگي عراق براي جنگ

شكست كودتاي نظامي نوژه، نشان داد كه با وجود باقيمانده عناصر وابسته به رژيم شاه در ساختار جامعه و حمايت آمريكا و غرب و عراق از آنها، امكان براندازي نظام جمهوري اسلامي با تكيه بر نيروهاي مخالف انقلاب وجود ندارد. بر همين اساس، كردزمن معتقد است كه شكست كودتاي نوژه يكي از دلايل تصميم گيري عراق مبني بر آغاز تهاجم آشكار به ايران است.

عراق در فاصله زماني كودتاي نوژه، تا شروع جنگ، بيش از 2 ماه، مواضع و اقدامات مهمي را به منظور آمادگي براي جنگ در زمينه هاي نظامي و ديپلماتيك انجام داد.

تفاوت در تلاش هاي جديد عراق عليه ايران، با گذشته در اين موضو عاست كه بنابر نظر برخي از تحليلگران، اگر در گذشته منشأ اقدامات عراق نگراني از صدور انقلاب ايران به عراق بود، در دوره جديد، به ويژه در نيمه سال 1359 وضعيت سياسي اجتماعي ايران در بدترين حالت قرار داشت؛ زيرا با وجود آنكه بني صدر، رئيس جمهور قانوني كشور بود و اين موضوع به معناي قانونمندي و استقرار نهادهاي توام جمهوري اسلامي در چارچوب اصول قانون اساسي بود. ولي دامنه مناقصات در رأس ساختار سياسي شكور تشديد شد و همين اختلاف نظرها، امكان تصميم گيري در سطر استراتژيك را براي حل و فصل مسائل اساسي كشور با چالش روبه رو ساخته بود . با كشف كودتاي نوژه و عناصر آن در بخش هاي مختلف نيروي هوايي، نيروي زميني و هوانيرو، روشن شد كه براي تحولي در ارتش و ايجاد قدرت دفاعي و بازدارنده به تلاش و سرمايه گذاري و زمان نياز است. بسيج نيز با وجود حمايت هاي امام به دليل اختلافات و ساير مشكلات هويت نظامي پيدا نكرد. همچنين، ركود حاصل از اعتصاب قبل از انقلاب و تدوام آن به شكل ديگري پس از انقلاب بنيه اقتصاد كشور را كاملاً‌ تضعيف كرد. از نظر شرايط بين المللي نيز، اوضاع به سوي يران نبود. هرچند افكار عمومي در جهان اسلام سود ايران بود، ولي انقلاب با مشخصه ديني و مردمي و سپس مقابله با قدرت و اقتدار آمريكا و تصرف سفارت اين كشور، موقعيت بين المللي ايران را در سطح بازيگران وساختار بين المللي ضعيف كرده بود. در اين اوضاع، مخالفان ايراني در داخل و خارج كشور، تحت حمايت و پشتيباني آمريكا، غرب، كشورهاي منطقه و عراق براي تضعيف و براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران به عراق فعاليت هايش را عليه ايران كسترش داد. يا صرفاً بر پايه فرصت حاصل از تضعيف موقعيت سياسي، نظامي و بين المللي ايران و هموبا آمريكا عليه ايران عمل كرد؟ پاسخ به اسن سوال مي تواند ميزان صحت و استحكام اين نظريه را روشن سازد كه آياي رفتار ايران موجب تحريك عراق و تجاوز به ايزان شد يا اينكه عراق با اهداف خاص و استفاده از فرصت، به ايران تجاوز كرد و همچننين، با توجه به انگيزه عراق و وضعيت حاكم بر 2 كشور و اوضاع، منطقه آيا امكان جلوگيري از وقوع جنگ وجود داشت.

اقدامات نظامي

تلاش عراق به جهت آمادگي براي جنگ در چند زمينه آشكار بود. دولت عراق، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب، با تشكيل كمينه اي، مطالعات لازم را انجام داد. و ضمن جمع آوري اطلاعات و برگزاري مانور و مرور آن آمادگي خود را ارزيابي كرد. بازديد فرماندهان و مسئولان عراقي از يگانهاي نظامي افزايش يافت. حتي صدام نيز به گفته يكي از فرماندهان، از محل تيپ عراقي مستقر در پاسگاه قتيبه از منطقه بازديد كرد. در همان زمان يكي از همراهانش در پاسخ به سوال وي درباره نام منطقه، گفت: قصر شيرين است. صدام گفت: در آينده اي نزديك آنجا را با خاك يكسان خواهم كرد. پس از اين بازديد، لشكر 6 عراق به طرف قصر شيرين حمله كرد. به نوشته نيويورك تايمز به نقل از منابع ديپلماتيك عرب 50 هزار سرباز عراقي در طول مرز ايران گرد آمدند، كه عمده اين جمع تجمع نيرو در نواحي خوزستان بود.

درباره توانايي عمده عراق، كردزمن به چند موضوع اشاره مي كند كه نشان مي دهد عراق در اين زمينه ها بر ايران برتري داشا:

1. ثبات سياسي، نظامي بيشتر در خلال دوره پيش از جنگ

2. روابط دوستانه با كشورهاي همسايه كه از اواسط دهه 1970 آغاز شد.

3. دسترسي ماوم به منابع متعدد جنگ اقرارهاي مدرن و پيشرفته ترين سيستم هاي ساخت فرانسه يا شوروي

4. ذخاير مالي و اعتباربالا براي آغاز جنگ

5. تحولي نسبتاً بالنده همراه با رشد تدريجي استانداردهاي زندگي و بهبود اقتصاد

بر پايه همين ملاحظات، تمامي ناظران و كارشناسان از رتري عراق بر ايرن سخن مي گفتند و پيش بيني مي كردند كه اگر اصطكاك فرايند ميان ايران و عراق به جنگ بينجامد عراقي ها نسبت به ايران از آمادگي بسيار بهتري بهرهمند خواهد بود. عراقي ها با چنين اعتمادي به برتري خود بر ايران بر دامنه تجاوزات مرزي خود افزود چنان كه تنها در 3 ماهه دوم سال 1359، اين تجاوزات به 410 مورد بالغ شده بود.

لطيف جاسم، وزير فرهنگ و اطلاعات عراق، بر پايه همين اساس برتري و اراده جنگ، در ميان روزنامه نگاران لبناني در پاسخ به اختلافات ديرينه كشور ايران و عراق گفت: اين اختلافات شديد تر هم خواهد شد، تلاش هاي فعلي تا زماني كه در ايران دولتي روي كارآيد، ادامه خواهد ياقت.

صدام نيز، بر پايه اين تمايلات به تغيير دولت ايراتن، در جمع خبرنگارن رسماً حمايت خود را از گروه هاي ضد انقلاب و تجزيه طلب اعلام كرد. به نوشته كيانوري، پيرو همين سيست، صدام، براي ايجاد دولتي در جنوب ايران، رئيس سازمان امنيت خود را به پاريس فرستاد و از بتيار دعوت كرد كه به بغداد بيايد و او با شاپور بختيار به بغدادآمد. بختيار و صدام طي ملاقاتي طولاني،‌قرار گذاشتند كه پس از اشغال اهواز و آبادان و منافع نفت خيز كه به خيال صدام كار آساني بود، در اين منطقه دولتي مستقل تشكيل دهدن. صدام نيز قول داده بود كه رژيم هاي غربي پس از يكي دو ماه اين دولت را به رسميت خواهند شناخت. مواضعي كه عراق، به نمايندگي از كشورهاي عبي، طي ماههاي قبل درباره جزاير3 گانه اتخاذ كرده بود در دوره جديد با تهديد نظامي عراق براي تصرف آنها تكيه بر زور همراه شد. صدام در مصاحبه اي با يك روزنامه كويتي گفت: اكنون ما نيروي نظامي مناسبي را براي ايران باز پس گيري 3 جزيره اشغاي فراهم كرده ايم. ما پس از 1975، نه سكوت كرده ايم و نه دچار سستي شده ايم؛ بلكه از آن زمان تاكنون ظي 7 سال توان و قدرت نظامي و اقتصادي خود را افزايش داده ايم.

لغو معاهده 1975 الجزاير به وسيله عراق

 

اواين تهاجم نظامي ارتش عراق به ايران در مناطق القوس، سيف سعد و ميمك به تصرف اين مناطق انجاميد. عدنان خير الله، وزير دفاع عراق، در تاريخ 19 شهريور ماه سال 1359 اعلام كرد كه نيروهاي مسلح عراق به مرزهاي بين المللي رسيده اند. وي اضافه كرد، ما تمام سرزمين هاي را كه ايران با زور تصرف كرده بود دوباره پس گرفتيم و اختلافات خود با ايران درباره سرزمين هاي مذكور حل كرديم.

صدام، بعد ها در كنفرانس طائف درباره اين اقدام گفت: درباره سرزمين ها پيش از سقوط شاه در اختيار عراق قرار نگرفته بود و ما در صدد گرفتن آنها بوديم كه انقلاب ايران شروع شد و اين مسئله، موضوع نقل و انتقال آنها را به تأخير انداخت و زمامدارن جديد نيز، پس از سقوط شاه سرزمين هاي ما را بازنگرداندند و بدين گونه ايران سرزمين عراقي غريزي را در اشغال خود نگاه داشت.

با فرض پذيرش صحت ادعاي عراق مبمي بر اينكه از مناطق آن كشور، كه برابر قرار داد 1975 الجزاير باز پس

يري آن آماده شده بود اين پرسش به ميان مي آيد كه چرا عراق پس از تصرف اين مناطق اقدام جنگ كرد؟

پس از تصرف اين مناطق، صدام طي سخناني در اجلاس فوق العاده مجلس ملس عراق در تاريخ 17 سپتامبر سال 1980 (26 شهريور سال 1359، لغو قرارداد 1975 الجزاير را بصورت يك جانبه اعلام كرد. وي طي سخناني گفت: در برابر شما اعلام مي كنم كه ما قرارداد مارس 1975 را كاملاً لغو مي دانيم و شوراي فرماندهي انقلاب تصميم خود را در اين زمينه اتخاذ كرده است. بناربراين بايد روابط قانوني در شط العرب به وضع قبل از مارس 1975 بازگردد و تمام حقوق تصرف شده تحت حاكميت كامل ما قرار گيرد.

دولت عراق در اين دوره، روابط خود را با كشور عربستان بهبود بخشيد و راديو عراق از ابراز هرگونه شعاري در رسانه هاي تبليغاتي خود درباره كشورهاي ارتجاعي خودداري كرد. آنها اكنيت خليج فارس را جزئي جدايي نا پذير از امنيت ملي عراق اعلام كردند.

سرانجام در تاريخ 31 شهريور سال 1359، 192 فروند هواپيماي جنگده نيروي هوايي ارتش عراق به طرف اهدافشان در داخل خاك ايران به پرواز درآمدند. به نوشته وفيق سامرايي پس از اين حمله، صدام و عدنان خير اللله و افسران اطلاعات و عمايات وارد اتاق عمليات شدند. خير الله، وزير رفاع، به صدام گفت: سرور من، جوانها 20 دقيقه قبل پرواز كردند. و صدام به او پاسخ داد: نيم ساعت بعد كمر ايران خواهد شكست. صدام در ساعت 15:30 روز 31/6/1359 طي پياني از راديو تلويزيون عراق علت حمله هوايي عراق به خاك ايران را اعلام كرد و گفت: اگر ايراني ها حاكميت عراق را بر مانطق اشغال شذه بپذيرند، عراق جنگ را خاتمه حواهد داد. بدين ترتيب جنگ ايران و عراق با تجاوز عراق بر ايران آغاز شد و به نوشته روزنامه البيان، چاپ امارات، صدام حسين جنگ را با اتكا به يك وعده پنهاني آمريكا از طريق كشور ثالث آغاز كرد. وعده اين بود كه چنانچه نيوهاي عراقي نتواند ظرف مدت يك هفته سرنوشت جنگ را به نفع خودش رقم بزند، آمريكا از عراق حمايت نظامي به عمل آورد.

 

 

تلاش براي برقراري آتش بس

بي اعتمادي نسبت به خط مشي و روش و رفتار عراق به ويژه در واكنش آن كشور پس از وافقت ايران يا قطع نامه 598 و نيز تلاش براي پايان دادن به وضعيتي كه اساساً بر پذيرش قطع نامه 598 موثر بود، موجب شد جمهوري اسلامي ايران بر اتمام سريع جنگ و اقدام سازمان ملل در اعلان زمان برقراري آتش بس اصرار ورزد.

واحد پخش خبر راديو در ساعت 2 بعدازظهر 27 تيرماه 1367 بدون هيچ مقدمه اي اعلام كرد جمهوري اسلامي ايران قطع نامه 598 شوراي امنيت را قبول كرده است.

سرانجام دبير كل سازمان ملل اعلام كرد، تاريخ 20 اوت 1987 ميلادي زمان برقراري آتش بس خواهد بود و پس از ان اقدامات لازم قطع نامه انجام خواهد شد.

سرانجام در فاصله كمتر از دو هفته از تعيين زمان برقراري آتش بس در 20 اوت سال 1987 تا اجراي آنف كليه تلاش هاي دبير كل سارمان ملل براي استقرار نيروهاي يونيماگ، در تهران و عراق انجام گرفت و بدين ترتيب، جنگ ايران و عراق پس از گذشت هشت سال از زمان تجاوز عراق به ايران پايان رسيد در حالي كه هيچ دستاورد سياسي يا نظامي براي عراق در بر نداشت و مين امر، زمينه جنگ ديگري (تجاوز عراق به كويت) را د منطقه فراهم ساخت.

خرمشهر براي جامعه ايران و حتي دشمن و حتي تحليلگران تنها يك شهر نبود بلكه همه جنگ بود. مقاومت خرمشهر از نقش مردم اسطوره جديدي ترسيم كرد و تمام محاسبات نظامي سياسي رواني و تبليغاتي دشمن را برهم زد. ناكامي هاي دشمن با آغاز مقاومت در خرمشهر اغاز شد و آنچه را تصور مي كردند در عرض 24 ساعت يه دست مي آيد 44 روز طول كشيد و قواي فيزيكي و روحي دشمن را منهدم و فرسوده كرد در عين حال اشغال خرمشهر جراحتي بود بر روح و جسم ملت ايران كه با فتح آن برطرف شد و خرمشهر سمبلي شد از شكست و حقارت دشمن و پيروزي ملت ايران.

پيروزي د خرمشهر سرآغاز (تحولي استراتژيك) در سطح منطقه بود فتح خرمشه حادثه اي سرنوشت ساز بود از يك سو بر تحولات سياسي داخل كشور تأثير گذاشت و بي ثباتي سياسي را به ثبات به ثبات تبديل كرد و از سوي ديگر در عرضه نظامي تحولا جديد براساس استراتژي جديد زمينه هاي كسب پيروزي و شكت دشمن را بوجود آورد و ايران بر قدرتي منطقه اي با نشخصه هاي ديني و انقلابي تبديل گشت.

فتح خرمشهر در ادامه تحولات داهلي به مفهوم (پايان آغاز جنگ) بود و روند پيشين را تغيير داد و استقراي جنگ تغيير كرد. فتح خرمشهر پابان مرحله اي بود كه عراق با هدف تجزيه كشور و براندازي نظام جمهوري اسلامي اجرا كرد و در نتيجخ مرحله جديد آغاز شد كه موضوع (نحوه خاتمه بخشيدن به جنگ) بود.

اينك به بيان علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر مي پردازيم:

1. پايان دادن بخ چنگ از موضوع برتر با در اختيار داشتن منطقه اي استراتژيك از دشمن آقاي رفسنجاني را بايد صاحب اين نظريه دانست ايشان با تغيير روند تحولات جنگ در آستانه عمليات فتح المبين بخشي از اين نظريه را طرح كرد و پس از فتح خرمشهر در جلسات تصميم گيري ابعاد آن را با استدلال نظاميان تشريح كرد اما با اين نريه كه مستلزم ورود به خاكعراق بود مخالفت كرد. اين نظريه حداقل تا سال 1366 و قبل از صدور قطع نامه 598 حاكم بود ولي تجربيات حاصل از عنليات والفجر 8، (فتح خاو) و كربلاي 5 نشان داد امگان تحقق اين نظريه وجود ندارد زيرا دامنه فشار و افزايش هزينه ها در مقايسه با پيروزي بيشتر بود و حتي اين تصو بود كه با صرف بغداد هم امكان اتمام جنگ با برتري ايران وجود ندارد زيرا خطر تشديد حملات با سلاح هاي غير متعارف به تهران وجود دارد.

2. تغييرماهيت ارائه نشدن پيشنهاد مناسب به ايران براي اتمام جنگ

آقاي رضايي فرمانده پيشين سپاه درباره مسائل جنگ بويژه در پاسخ يه علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر اين نظريه را بيان داشتند كه خرمشهر در روند جنگ سمبل پيروزي و شكست بود(1) و با فتح خرمشه فلسفه چرايي جنگ از سوي كساني كه اين جنگ را تحميا كرده بودند پايان يافت و ايران كه تهديد مي شد به همين دليل فح خرمشهر يك معجزه در جنگ بود و باعث شد وضع سياسي ايران بكلي دگرگون شود آقاي رضايي مي گويد: (دليل اصلي جنگ پس از فتح خرمشهر، ندادن پيشنهاد صلح از سوي قدرت هاي بين المللي بود. در آن سال هيچ فردي از مجموعه سياستمداران و نظاميان نبودند كه با ادامه جنگ و عبور ا ورزهاي بين المللي در جنوب مخالف باشند. اگر پيشنهاد صلح به ايران مي شد و مسائل كليدي و اختلافات اصلي از جمله مرزهاي بين المللي حل مي شد،‌ايران به جنگ ادامه نمي داد(2) ايشان معتقد است فتح خرمشهر استراتژي ها را عوض كرد و نقطه عطف بين دو مرحله جنگ، يعني آغاز و پايان بود.

3. تصميم گيري جديد برپايه تصرف كانون آتش و قصاص متجاوز

آقاي لطف الله ميثمي(3) در گفت و گوي مطبوعاتي به پرسش علت ورود به خاك عراق پس از دفع متجاو با نظريه اي جديد پاسخ مي دهد وي معتقد است مسئولان كشور از جنگ و

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:52  توسط   | 

مقاله

 

خاورميانه يکي از مناطق حساس جهان و مهم از نظر ژئوپلتيکي، ژئواکونوميکي و ژئوکالچري است. که هرکدام از موقيعت ها در جايگاه خود هم امتيازاتي و هم معايبي براي منطقه دارد. اما آنچه که خاورميانه را درجهان شاخص کرده است اين است که به عنوان شاهرگ انرژي جهان مي باشد بطوري که اکثر کشورها براي تامين انرژي خود چشم به اين منطقه دوخته اند. اين منطقه با همه امتيازاتي که دارد که مهمترين آن منابع عظيم و بي حدو حصر انرژي است .اما همواره محيط پر آشوب و ماءمن کشورهاي بيگانه و گروه ها يا گروهک هاي تروريستي است. دراين يادداشت کوتاه نگارنده قصد دارد مخاطبان را با حاميان اصلي گروه هاي تروريستي دراين منطقه آشنا سازد و دروغ بودن گفته هاي برخي از افراد(جان کري) که پايه هاي حکومتي و اساس حکومت آنان بر دروغ استوار شده است را اثبات کند که ايران حامي هيچ گروه يا حتي يکي از افراد تروريستي نيست. ابتدا چند گروه تروريستي در خاورميانه را معرفي مي کنيم :کيده

اسرائيل از سال 1992 با به رسميت شناختن کشور آدربايجان و همکاري در زمينه هاي مختلف سياسي – اقتصادي و امنيتي سعي نموده تا به اهداف مختلف خود دست يابد. دراين پژوهش با بررسي حضور اسرائيل در مرزهاي ايران به خصوص نفوذ ان در جمهوري آذربايجان به ديدگاه هاي مختلف درمورد علل و زمينه هاي اين تهديد اشاره شده است. اسرائيل از طريق برقراري روابط با کشوري ديگر سعي دارد برروابط ايران با آن کشورها تاثير گذاشته و خود را از انزواي سياسي موجود در منطقه برهاند. بنابراين سوالاتي که دراين تحقيق مطرح مي شود عبارت است ازاين که عوامل موثر در افزايش روابط آذربايجان – اسرائيل کدامند؟ و اين روابط چه تاثيري بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران خواهد داشت؟ دراين پژوهش سعي شده است با رويکر واقع گرايانه و نگرشي تحليلي و توصيفي ريشه هاي همکاري ها و مناسبات دو کشور آدربايجان و اسرائيل مطالعه و پيامدهاي آن برامنيت ملي جمهوري اسلامي ايران سنجيده شود.چکيده

مباحث امنيت ملي و مشارکت سياسي از جمله مباحث مهمي هستند که امروز توجه همه دولت ها را به خود جلب کرده اند. بي ترديد يکي از مهمترين وموثرترين عوامل برقراري وفاق، اقتدار و ارتقاي ضريب امنيت ملي "مشارکت " در صحنه هاي گوناگون ملي است. مشارکت در واقع، تجلي مشروعيت حاکميت و ضامن تامين ثبات است؛ زيرا مشارکت مردمي مي تواند به مثابه موثرترين و مناسب ترين پشتوانه براي حل و فصل معضلات و بحران هاي سياسي – اجتماعي و امنيتي مورد استفاده قرار گيرد. هردولتي که بتواند جلوه هاي بيشتري از همکاري و همدلي توده هاي مردمي را در ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي و بخصوص در دفاع از کشور و حکومت در مقابل تهديدات داخلي و خارجي، جلب نمايد، در جامعه بين المللي از اعتبار، شخصيت و موقعيت رفيع تري برخوردار مي گردد. تقارن بي­سابقه­اي از تغييرات چشمگير در ساختار قدرت در داخل و خارج از ايران آرام­آرام سياست ايران انقلابي را دستخوش دگرگوني ساخت. در داخل، پايان جنگ عراق عليه ايران، رحلت امام در خرداد 68 و ظهور نقش­آفريني آيت­الله خامنه­اي به عنوان رهبر، اصلاح قانون اساسي و افزايش اختيارات و تمركز در قو? مجريه، و در خارج جنگ سال 1991 خليج فارس، پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد شوروي، آرام­آرام ولي به شكل قاطع آموزه­ها و رويه­هاي عملي ايران را در عرص? سياست خارجي دگرگون كرد

 

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:51  توسط   | 

مقاله


لام خدومت دوستان گرامي اين عنوان و چکيده پايان نامه بنده است که توسط کميته دفاع پايان نامه با درجه عالي تاييد شد.

الگوهاي رقابت راهبردي ايران و عربستان و امنيت منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران

در بررسي روابط ايران و عربستان قبل از انقلاب اسلامي و بعد از انقلاب هرچند شاهد همکاريي هايي در برخي از بخش ها، بين اين دو بوديم، اما رقابت‌هاي گسترده اي را همواره در عرصه هاي ژئوپليتيک، ژئواکونوميک و ژئوکالچر شاهد هستيم. اين دو کشور مهم ترين بازيگران منطقه خاورميانه و حوزه خليج‌فارس به شمار مي آيند و از اثرگذارترين کشورهاي منطقه اند. ايران يک قدرت منطقه‌اي است و از سوي ديگر عربستان مي کوشد با گسترش نفوذ منطقه‌اي خود به رويارويي با برتري منطقه‌اي ايران بپردازد. اين پژوهش با دوسؤال اصلي روبرو است، سؤال اول الگوهاي راهبردي در سياست خارجي ايران و عربستان چيست؟ و در بخش دوم سؤال اصلي اين موضوع مطرح مي‌شود که راهبردهاي دو کشور در منطقه چه پيامدهاي امنيتي منطقه‌اي را براي جمهوري اسلامي ايران دربر خواهد داشت؟ دراين راستا با توجه به اين که روابط کشورهاي خاورميانه را بر پايه الگوي رئاليسمي بررسي مي کنند، اين پژوهش نيز روابط دو کشور را در قالب تئوري موازنه قوا و در قالب الگوي رقابت مورد بررسي قرار مي‌دهد. يافته هاي پژوهش را مي توان اين اين‌گونه بيان کرد که رقابت‌هاي منطقه‌اي عربستان و جمهوري اسلامي ايران موجبات واگرايي و بروز تنش‌هايي در روابط دو کشور به وجود آورده است که پيامدهاي اين رقابت در عرصه هاي ژئوپليتيک، ژئواکونوميک و ژئوکالچر مي‌تواند چالش هاي امنيتي را براي کشور ما به همراه داشته باشد.در سالهاي اخير جنگ نامتقارن بيش از پيش در کانون توجه قرار گرفته و بسياري از مباحث جاري در حوزه سياستهاي دفاعي و امنيتي، از اين مقوله تأثير پذيرفته است. اغلب از اصطلاح نامتقارن براي توضيح مجموعه عوامل پيدا و پنهان در نبردهاي بين دو کشور غير همطراز استفاده مي‌شود. ابعاد جنگ نامتقارن از واقعيتي پرده بر مي دارد که بخش دفاعي_ امنيتي از يکسو تحت تأثير تحولات بيروني و از سوي ديگر به دليل دگرگوني هاي دروني، وضعيتي متفاوت پيدا کرده است.

....دولتها در عرصه سياست بين الملل تحت تاثير مختصات ساختارهاي خويش و کيفيت ساختار نظام بين الملل از الگوهاي رفتاري خاصي پيروي مي کنند که تامين کننده منافع ملي آنها و احترام به ارزشهاي متعالي آنها باشد. لذا هر دولتي داده هاي سياست خارجي خود را در جهتي تنظيم مي کند که در نهايت ، خواستها و نيازمنديهاي امنيتي، استراتژيک، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ...خويش، در کوتاه مدت و يا بلند مدت تامين شود. بررسي تحولات منطقه خاورميانه و شمال آفريقا در چند ماه اخير و نوع رفتار ديگر بازيگران بين المللي در واکنش به تحولات مذکور مي تواند مبين سمت و سوي جهت گيري سياست خارجيمجال؛ ماهنامه اي تحليلي که سعي دارد به بررسي و ارزيابي دقيق، علمي، منطقي، منصفانه و عادلانه، واقعيت ها و رويدادهاي ايران و جهان پرداخته و همچنين راهکارهايي را براي برخي از مشکلات ارائه دهد. اين ماهنامه مجالي براي علم دوستان و نخبگان علمي ايران فراهم خواهد آورد تا ضمن ارتقاء و افزايش آگاهي علمي، تحليلي منطقي و علمي از رويدادهاي مهم ارائه دهد. مرامش بر تقويت گفتمان انقلاب اسلامي، چارچوبش اسلام، انقلاب و ولايت ، آرمانش گسترش و سيادت، صيانت اسلام خواهي در سراسر جهان و هدفش عزت و توسعه پيشرفت ايران اسلامي و قرار گرفتن ملت ايران در قله هاي رفيع علمي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، فناوري و...در عرصه منطقه اي و جهاني مي باشد. لذا اين ماهنامه قصد دارد از کليه علاقمندان و پژوهشگران و کساني که قصد دارند در راه پيشرفت و اعتلاي علمي ايران اسلامي با سلاح قلم و علم خود گامي بردارند دعوت به همکاري مي کند و پذيراي قلم غني شان در زمينه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي مي باشد.

آمريکا هيچ گاه نمي تواند به گزينه هاي روي ميز خود حتي فکر کند چه رسد که بخواهد آن را اجرا کند!

 

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران دربهمن 1357رويکرد سياست خاجي آمريکا نسبت به ايران تغيير 180درجه اي پيدا کرد و با توجه به آرمان هاي انقلاب اسلامي و تاثير گذاري آن بر تصميم گيري ها، اصول و اهداف سياست خارجي که مبتني بر مبارزه با استکبار، نفي سلطه جويي و سلطه پذيري، حمايت از مستضعفين جهان و ايجاد جامعه جهاني اسلامي همه در راستاي نفي منافع آمريکا بود. دولت آمريکا با عنايت به اين موضوعات سياست هم پيوندي و دوستانه خود قبل از انقلاب را به دشمني آشکار و فشار به نظام اسلامي بعد از انقلاب تبديل کرد. اين دشمني از همان آغازين روزهاي پيروزي انقلاب شروع شد؛ از جاسوسي هايي که از طريق سفارتخانه خود انجام مي داد يا از طريق حمايت مالي و سياسي از گروهک هاي تروريستي براي ترور شخصيت هاي برجسته کشوري وحمايت همه جانبه عراق عليه ايران و همچنين ايجاد فشارهاي بين المللي از طريق سازمان ملل متحد و تصويب قطعنامه هاي متعدد در جهت تحريم هاي اقتصادي، سياسي و منزوري کردن ايران درعرصه بين المللي نمونه اي کوچک از اين دشمني هاي بوده است.

 


برچسب‌ها: خريد مقاله, خريد اينترنتي مقاله, مقاله ي اينترنتي, مقاله
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت 10:51  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر